🌌 زیر نور چراغ 🌌 | 🌌 Under the Light 🌌

🌌 زیر نور چراغ 🌌 | 🌌 Under the Light 🌌

در زیر نور چراغ، داستان‌های زیادی جان می‌گیرند و متولد می‌شوند...

نگاه قضاوت‌گر

نگاه قضاوت‌گر

Hoshira Hoshira Hoshira · 13 فروردین ·

از چهار دیواری امنم که بیرون می‌روم، می‌خواهم داد بزنم: «چشمانتان را ببندید! از نگاه‌های قضاوت‌گرتان متنفرم! از چشمانی که داد می‌زنند همه‌چیز را در موردم می‌دانند، در حالی که نمی‌دانند.»

🖋️هوشیرا

سیزده به در

سیزده به در

Hoshira Hoshira Hoshira · 13 فروردین ·

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست / دریاب که هفته‌ی دگر خاک شده ست

می نوش و گلی بچین که تا در نگری / گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست

پ.ن: با آرزوی روزی شاد در کنار طبیعت🌻💙

بشتابید

بشتابید

Hoshira Hoshira Hoshira · 11 فروردین ·

تعلل نکنید دوستان، عشق بارید
سوار بر باد، سوی قلبتان تازید
به غارت برد و هنوز، پی یارید
ندانستید که یار در کنارتان دارید
قلم برداشته و دَمی نامه نگارید
کز م‍ِیِ عشق، مست و خمارید
این گفته را به گوش جان سپارید
دیدگان را به سوی یار گمارید
بازوان باز، به سوی او شتابید
عقل را به دست باد سپارید
آرامش آنجاست، یک قدم گذارید
هر چه خواهید، پیش یار دارید

🖋️هوشیرا

دستم را بگیر #۲

دستم را بگیر #۲

Hoshira Hoshira Hoshira · 10 فروردین ·

- دستم را بگیر، می‌خواهم بانوی عمارتم شوی.
+ عمارتی نیست، چهار دیواری تو اجاره‌ای است.
- کنارت هر خرابه‌ای قصر سلیمان است.
+ خوراکت نان و پنیر است.
- شده از خوراک خود می‌زنم تا برایت از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را فراهم کنم. تو فقط دستم را بگیر.
هر چه گفت، بهانه‌ای شنید. خسته و آه کشان، دستش را عقب کشید.
+ خیلی زود میدان نبرد زندگی مشترک را ترک کردی.
- من آماده بودم برایت و با تو، با دنیا بجنگم؛ ولی تو حتی نمی‌خواهی برای «خودت» بجنگی. خودت بگو، من میدان را زود خالی کردم، یا تو؟

🖋️هوشیرا

دستم را بگیر #۱

دستم را بگیر #۱

Hoshira Hoshira Hoshira · 10 فروردین ·

- دستم را بگیر، می‌خواهم بانوی عمارتت باشم.
+ عمارتی نیست، چهار دیواری من اجاره‌ای است.
- کنارت هر خرابه‌ای قصر سلیمان است.
+ خوراکم نان و پنیر است.
- نان خشک و آب، آدم نمی‌کشد.
هر چه گفت، بهانه‌ای شنید. خسته و آه کشان، دستش را عقب کشید.
+ خیلی زود میدان نبرد زندگی مشترک را ترک کردی.
- من آماده بودم برایت و با تو، با دنیا بجنگم؛ ولی تو حتی نمی‌خواهی برای «خودت» بجنگی. خودت بگو، من میدان را زود خالی کردم، یا تو؟

🖋️هوشیرا

جهنم خاکستری

جهنم خاکستری

Hoshira Hoshira Hoshira · 10 فروردین ·

جهنم را بسیار تشبیه کرده‌اند. یکی آن را سرزمینی غرق آتش می‌داند و یکی غاری پر از پوچی و تاریکی. یکی جهنم را زندگی بی‌یار می‌داند و دیگری آن را قفس می‌داند.
امروز اما بار دیگر به من یادآوری شد که جهنم را جهان بی‌کودک می‌دانم. جهنمی که بدون کودکی که با قلم خنده‌اش رنگش کند، خاکستری است.
🖋️هوشیرا