فرشتهی سقوط کرده
· 27 اسفند · حس میکنم یکجا در ابتدای تاریخ اشتباه شده. امکان ندارد لوسیفر تنها فرشتهی سقوط کرده باشد. که اگر بود، پس ماجرای این لبخندهای فرشتهوار و قلب شیطانیات چیست؟
🖋️هوشیرا
· 27 اسفند · حس میکنم یکجا در ابتدای تاریخ اشتباه شده. امکان ندارد لوسیفر تنها فرشتهی سقوط کرده باشد. که اگر بود، پس ماجرای این لبخندهای فرشتهوار و قلب شیطانیات چیست؟
🖋️هوشیرا
· 26 اسفند · میگویند فاصلهی میان انگشتان برای این است که روزی، جایی، با انگشتان شخص دیگری پر شود. حال که نیستی، تکلیف انگشتان من چیست؟
🖋️هوشیرا
· 26 اسفند · - جرمت چی بود؟
+ برای یه بارم که شده مغزم رو رها کردم و به حرف قلبم گوش دادم. نتیجهش شد اعتماد نابهجا.
🖋️هوشیرا
· 26 اسفند · وقتی میبینم که گلها و گیاهان در شکاف سنگفرش خیابانها سبز میشوند، خوشحال میشوم.
انگار «امید» از زیر سنگ هم شده راهش را به سویم باز میکند.
امیدی که مرگآورترین سم است و هم پادزهر خیلی از سمها.
🖋️هوشیرا
· 26 اسفند · نمیدانم چرا این روزها مردم فراموش کردهاند که حتی سرباز هم اگر به ته خط برسد، قدرتمندترین مهره زمین میشود.
🖋️هوشیرا
· 26 اسفند · - جرمت چی بود؟
+ هیچی. فقط زیادی میفهمیدم ولی اونا نمیفهمیدن.
🖋️هوشیرا
· 25 اسفند · «هیچوقت نمیشنوید که ورزشکاری در حادثهای فجیع حس بویاییاش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسانها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آیندهمان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش.
درس من؟ من آزادیام را از دست دادم و اسیر زندانی عجیب شدم...»
🖋️برشی از کتاب «جزء از کُل» اثر «استیو تولتز» (ترجمه پیمان خاکسار)
· 25 اسفند · پروانه در طواف شمع سوخت
عاشق چَشم به راه یار دوخت
پروانه دِگر سمت شمع نرفت
عاشق اما چیزی نیاموخت
🖋️ هوشیرا