زیر نور چراغ | دیالوگ، شعر، برشی از کتاب و...

زیر نور چراغ | دیالوگ، شعر، برشی از کتاب و...

در زیر نور چراغ، داستان‌های زیادی جان می‌گیرند و متولد می‌شوند... داستانک‌ها و شعرهای کوتاه و دیالوگ‌هایی که یا خودم می‌نویسم یا خوشم میاد.

مرد نابینا و چراغ

مرد نابینا و چراغ

Hoshira Hoshira Hoshira · 28 خرداد ·

نابینایی در شب، چراغ به دست و سبو بر دوش، بر راهی می‌رفت. یکی او را گفت: تو که چیزی نمی‌بینی چراغ به چه کارت آید؟ گفت: چراغ از بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند.

🖋️«بهارستان» اثر «جامی»