رفتگر یعنی بهار

Hoshira Hoshira Hoshira · 1 فروردین · خواندن 1 دقیقه

یک زمانی به شدت دلم می‌خواست رفتگر شوم. شاید دلیلش احترام زیادی بود که پدر و مادرم نسبت به رفتگرهای محله نشان می‌دادند. اگر زمستان بود، چای گرم دم می‌کرد و با کمی نقل و قند برای رفتگرها می‌برد. اگر تابستان بود، کمی شربت آلبالوی خنک آماده می‌کرد و به ما می‌داد تا برایشان ببریم.

پدرم همیشه می‌گفت همان اندک تمیزی شهر را مدیون تلاش شبانه‌روزی همین افرادیم. رفتگرها درست مانند بهار، جان تازه‌ای به شهر می‌بخشند.

من هم که عاشق بهار و عید نوروز بودم، ناخودآگاه شغل رویایی‌ام شده بود رفتگری.

چون در فرهنگ لغت من، «رفتگر یعنی بهار».

🖋️هوشیرا