رفتنی و ماندنی
· 27 اسفند · وقتی مُردم نگویید رفتنی بود. فقط بگویید «ماندنی» نبود...
🖋️هوشیرا
· 27 اسفند · وقتی مُردم نگویید رفتنی بود. فقط بگویید «ماندنی» نبود...
🖋️هوشیرا
· 27 اسفند · قول داده بودی تا دنیا دنیاست، دستانم را گرم کنی. زمستان تمام شد و دستانم هنوز یخ زدهاند. کی برمیگردی؟
اصلاً.... برمیگردی؟
🖋️هوشیرا
· 27 اسفند · دلم میخواهد دوباره بچه شوم.
مهمان هر که بود، با خیال راحت روی فرشهای قرمز قدیمی دراز بکشم.
هر وقت غمگین شدم، گریه کنم و هر وقت خوشحال بودم، بلند بخندم.
دلم میخواهد موقع ترس به پدرم پناه ببرم و هر وقت کسی اذیتم کرد، مادرم را خبر کنم.
در کوچههای محله، با برادرم و دوستانش فوتبال بازی کنم و با دخترها خالهبازی.
دلم میخواهد با هر که میخواهم قهر کنم و بعد دوباره با یک عذرخواهی، آشتی کنم.
دلم میخواهد نگرانیهایم در تمام شدن خوراکیها و سرزنشهای بزرگترها خلاصه شود.
دلم میخواهد دوباره بچه شوم ولی این بار، دیگر بزرگ نشوم.
🖋️هوشیرا
· 27 اسفند · حس میکنم یکجا در ابتدای تاریخ اشتباه شده. امکان ندارد لوسیفر تنها فرشتهی سقوط کرده باشد. که اگر بود، پس ماجرای این لبخندهای فرشتهوار و قلب شیطانیات چیست؟
🖋️هوشیرا
· 26 اسفند · میگویند فاصلهی میان انگشتان برای این است که روزی، جایی، با انگشتان شخص دیگری پر شود. حال که نیستی، تکلیف انگشتان من چیست؟
🖋️هوشیرا
· 26 اسفند · - جرمت چی بود؟
+ برای یه بارم که شده مغزم رو رها کردم و به حرف قلبم گوش دادم. نتیجهش شد اعتماد نابهجا.
🖋️هوشیرا
· 26 اسفند · وقتی میبینم که گلها و گیاهان در شکاف سنگفرش خیابانها سبز میشوند، خوشحال میشوم.
انگار «امید» از زیر سنگ هم شده راهش را به سویم باز میکند.
امیدی که مرگآورترین سم است و هم پادزهر خیلی از سمها.
🖋️هوشیرا
· 26 اسفند · نمیدانم چرا این روزها مردم فراموش کردهاند که حتی سرباز هم اگر به ته خط برسد، قدرتمندترین مهره زمین میشود.
🖋️هوشیرا